اگر در چشم «معماران» نشینی...

agr-dr-chshm-mmaran-nshyny_image

مشهور است که اهل هر حرفه و تخصصی وقتی به پدیده‌ای نظر می‌کنند، آن را متناسب با دانش و بینش خود می‌بینند؛ پزشکان آدمی را به‌صورت توده‌ای از اندام‌ها و ارگان‌های زیستی در نظر می‌آورند. مهندسان سازه چون به بنایی می‌نگرند، بیش از آنکه به شکل و نمای ظاهری آن توجه کنند، ساختار و استحکام و پایایی آن را ملاحظه می‌کنند. و دیگران هم بر همین قیاس.

حال می‌توان این پرسش را مطرح کرد که «معماران سازمانی چون به سازمان نظر می‌کنند، چه می‌بینند؟»

سازمان‌ها مجموعه‌های پیچیده‌ای هستند مرکب از اجزاء و عناصر بسیار و روابط پرشمار بین این اجزاء و عناصر. این اجزاء و ارتباطات را معمولاً با مدل‌های مختلفی توصیف می‌کنند. بسیاری از این مدل‌ها آن چنان پیچیده و پرجزئیات هستند که جز برای اهل فن قابل‌درک و قابل استفاده نمی‌توانند باشند. طراحان ساختار و تشکیلات، مهندسان فرآیند، تحلیل‌گران و طراحان نرم‌افزارها و سرویس‌های کاربردی یا زیرساخت‌های فناوری، هر یک به تناسب دیدگاه‌ها و کاربردهای موردنظر خود به بخشی از این مدل‌ها نیاز دارند و آن‌ها را به‌کار می‌برند. اما دیدگاه‌های مورد استفاده در معماری سازمانی معمولاً کلان‌تر و کلی‌تر است.

از دیدگاه معماری سازمانی، هر سازمانی در نگاه اول مجموعه‌ای است از منابع مختلف که به‌نحو خاصی سازماندهی شده‌اند برای آن‌که ارزش یا ارزش‌های معینی را برای ذی‌نفعان بیرونی خود خلق کنند. دغدغه اصلی معماران سازمانی به‌طور معمول متوجه نحوه سازماندهی این منابع (عناصر معماری) و تناسب این سازماندهی با ارزش موردنظر (همراستایی معماری) است. از این نظر دو مدل کلان اهمیت پیدا می‌کند:

۱) جریان‌های ارزش (Value Streams) که جنبه دینامیک سازمان را در قالب توالی فعالیت‌های ارزش‌افزا در یک نمای کلی تصویر می‌کنند.

۲) قابلیت‌های کسب‌وکار (Business Capabilities) که «بسته‌بندی» منابع داخلی سازمان را برای خلق ارزش نشان می‌دهند.

ترکیب این دو جنبه، مدل عملیاتی سازمان را تشکیل می‌دهد که نحوه تحقق مدل کسب‌وکار سازمان را بیان می‌کند.

وقتی از چشم یک معمار سازمانی به یک سازمان نگاه می‌کنید در وهله اول به‌جای جلوه بیرونی محصولات و خدمات آن سازمان، یا دارایی‌ها و تجهیزات فیزیکی آن، یا توده بی‌شکل منابع انسانی شاغل در آن و یا ... مجموعه‌ای از جریان‌های ارزش می‌بینید که با تعدادی قابلیت کسب‌وکاری پشتیبانی و توانمند شده‌اند، یا باید بشوند.

نگاه معمارانه به سازمان، توانایی و مهارت بازشناسی این مدل اساسی و البته توانایی گذر از این دیدگاه کلان به جزئیات قابل‌پیاده‌سازی در مراحل بعدی است.

 

لینک این مطلب در لینکدین