آموختن برای فراموش کردن!

amwkhtn-bray-framwsh-krdn_image

چارچوب‌های معماری سازمانی، پیکره‌های دانشی هستند مشتمل بر بهترین تجارب سازمان‌ها و مشاورانی که از این رویکرد برای حل مسائل خود استفاده کرده‌اند. از بین چارچوب‌های پرشماری که در چهل سال اخیر معرفی شده‌اند، از همه خوش‌اقبال‌تر چارچوب TOGAF بوده که به‌دلایل مختلف، از جمله قدرت و نفوذ سازمان پشتیبان آن، یعنی اوپن‌گروپ، بروزرسانی‌های مستمر و شبکه گسترده آموزش و صلاحیت‌سنجی در سراسر جهان، هنوز زنده مانده و به‌نوعی به نماد معماری سازمانی تبدیل شده است. اوپن گروپ بیش از ۸۰۰ عضو سازمانی دارد که تقریباً همه بازیگران بزرگ بازار IT دنیا را، اعم از تامین‌کنندگان، کارفرمایان و مشاوران بزرگ و عمده بین‌المللی، دربرمی‌گیرد. هم‌چنین گزارش شده است بیش از ۱۰۰ هزار نفر در سراسر دنیا، گواهینامه حرفه‌ای TOGAF را دریافت کرده‌اند.

جامعیت و پرکاربردبودن این چارچوب، آن را به منبع ارزشمندی برای آموزش معماری سازمانی تبدیل کرده است و بسیاری از دوره‌های آموزشی معماری سازمانی، به‌ویژه در سطح مقدماتی، بر اساس محتوای TOGAF طراحی می‌شوند. من هم در دوره‌های آموزشی مقدماتی و پیشرفته معماری سازمانی، بیشتر محتوای دوره را بر اساس این چارچوب طراحی کرده‌ و آموزش می‌دهم.

در دوره‌های آموزشی معماری، اغلب از شرکت‌کنندگان درخواست می‌کنم خوب به آنچه از TOGAF می‌آموزم توجه کنند و اگر لازم می‌دانند خود نیز با مراجعه به مستندات این چارچوب، دانش‌شان از آن را عمق ببخشند، و بلافاصله بعد از پایان دوره، آن را فراموش کنند!

ممکن است این توصیه قدری افراطی به‌نظر برسد، اما اگر توجه کنید که بیشتر کسانی که در این دوره‌ها شرکت می‌کنند، دقیقاً عکس آن را عمل می‌کنند، حکمت این گفته برای‌تان آشکار می‌شود؛ بیشتر نوآموزان معماری سازمانی، چندان اهتمامی برای درک عمیق مفاهیم TOGAF نمی‌ورزند، اما بلافاصله بعد از پایان دوره، گواهی‌نامه گرفته یا نگرفته، ضمن آن‌که عنوان شغلی خود را در لینکدین به Enterprise Architect ارتقاء می‌دهند، به دیگران هم توصیه می‌کنند در پروژه‌های معماری باید طابق‌النعل‌بالنعل مطابق TOGAF پیش رفت. اگر زد و برای خودشان هم فرصتی برای اجرا یا نظارت بر چنین پروژه‌ای پیش آمد، حاضر نیستند حتی یک قدم از اجرای بی‌کم‌وکاست TOGAF عقب بنشینند. نتیجه، تقریباً در همه موارد، فاجعه‌آمیز است. در پیمایشی که در سال 1394 از جمعی از ذی‌نفعان و فعالان معماری سازمانی (اعم از کارفرما و مشاور) انجام شده، شرکت‌کنندگان «تاکید بیش از حد بر پیروی از چارچوب‌ها/متدولوژی‌ها و مفاهیم نظری» را یکی از مهم‌ترین دلایل شکست پروژه‌های معماری سازمانی دانسته‌اند. (۶-مین عامل از ۱۶ عامل شناسایی‌شده.)

هدف از آموزش چارچوب‌ها و روش‌های استاندارد معماری سازمانی، از جمله TOGAF، تجهیز فراگیران به ابزارهای مفهومی لازم و ایجاد بینش کافی در آنان برای مواجهه حرفه‌ای با موارد کاربرد واقعی است. در هر یک از این موارد، هر کس باید به اتکا دانش آموخته‌شده، مهارت‌های عملی حل مسأله و توانایی‌های عمومی درک موقعیت، بهترین راه‌حل را برای کاربست آموخته‌ها پیشنهاد کند. راه‌حلی که در بیشتر موارد، تبعیت قدم‌به‌قدم و موبه‌موی دستورها و فرمول‌های ذکرشده در کتاب‌ها نیست. «آموختن برای فراموش کردن» دقیقاً توصیه‌ای است ناظر بر این فرآیند عملی.

چون شدی بر بام‌های آسمان،

سرد باشد جستجوی نردبان!

 

لینک این مطلب در لینکدین.