رضا کرمی
مشاور معماری سازمانی و مدیریت فناوری اطلاعات
بازمانده روز در معماری سازمانی
«بازمانده روز» (ترجمه The Remains of the Day) نام رمانی است از کازوئو ایشیگورو، نویسنده انگلیسیزبان معاصر، که چند سال پیش با قلم شیوای مرحوم نجف دریابندری به فارسی ترجمه و در طول این سالها بارها تجدید چاپ شده است.
این رمان داستان خدمتکار یکی از عمارتهای اعیانی انگلیس است که در آخرین سالهای خدمت خود به سفر میرود و از رهگذر اتفاقاتی که در این سفر برایش میافتد، به تأمل در ماحصل زندگی حرفهای خود میپردازد. عبارت انگلیسی Remains of day که در عنوان این رمان بهکاررفته، کنایه از ماحصل و جوهره چیزی است که پس از گذر ایام و حدوث تغییرات و تحولات متعدد، از آن چیز باقی میماند.
معماری سازمانی نیز در تاریخچه نزدیک به چهل ساله خود، شاهد تغییرات و تحولات متعدد و مستمری بوده است. هماکنون نیز در ادبیات این حوزه میتوان گستره وسیعی از رویکردها، نگرشها و برداشتها را مشاهده کرد. از دیدگاههای نسبتاً سنتیتر فناوریمحور گرفته تا رویکردهای جدیدتر متمایل به معماری کسبوکار، و از متدولوژیهای سنگین متمایل بر مستندسازی مفصل تا طیف وسیعی از روشهای چابک که مدعی آشتیدادن معماری سازمانی با مقتضیات زمانه تندگذر و پرتلاطم امروزند. ملاحظه این تنوع رویکردها و برداشتها از معماری سازمانی، خودبهخود این پرسش را به ذهن متبادر میکند که واقعاً جوهره معماری سازمانی چیست؟ چه وجه اشتراکی بین همه این خوانشهای متفاوت از آن میتوان یافت؟
بر مبنای دانستهها و تجارب شخصی خودم، پاسخ من به این پرسش، چنین است:
۱. معماری سازمانی، اساساً «توصیف» (حال یا آینده) سازمان است، و این توصیف را از طریق «مدلسازی» و «تجرید» انجام میدهد. بنابراین، روش و نگرش معماری سازمانی، ذاتاً تحلیلی، تجریدی و تقلیلگرایانه است. هر رویکردی به فهم و توصیف سازمان که برمبنای مدلسازی نباشد، شایسته عنوان معماری سازمانی نخواهد بود.
۲. معماری سازمانی، رویکردی «کلگرایانه» است و آنچه آن را از سایر دیسیپلینهای معماری، مانند معماری نرمافزار، متمایز میکند، همین کلگرا بودن آن است. هیچ خوانش معتبری از معماری سازمانی نمیتواند داعیه کلنگری در مورد سازمان را فرونهد و تنها به یک وجه یا یک جزء از سازمان مشغول شود.
۳. «هدفگرایی» در ذات معماری سازمانی است. ممکن است این معطوفبودن به هدف یا غایات سازمانی در رویکردهای مختلف با واژههای مختلفی مانند استراتژی، انگیزش، چشمانداز و مانند آن نامیده شود، اما هر توصیف معتبر معماری سازمانی علاوه بر اجزاء سازمان و ارتباط بین این اجزاء، باید بتواند ارتباط علّی بین ترکیب اجزا و نوعی هدف از تشکیل و فعالیت سازمان را هم نشان دهد.
این سه ویژگی ممیزه، که به گمان من جوهره معماری سازمانی را تشکیل میدهند، معیار و ملاک مناسبی به دست میدهند تا بتوان خوانشهای «معتبر» معماری سازمانی را از برخی تشبهات به معماری سازمانی متمایز کرد.
اینها را شاید بتوان «بازمانده روز» در معماری سازمانی نامید.
لینک این مطلب در لینکدین
نظرات و دیدگاه های خود را با دیگران به اشتراک بگذارید!