رضا کرمی
مشاور معماری سازمانی و مدیریت فناوری اطلاعات
مواد لازم برای راهبری معماری سازمانی
در یکی از یادداشتهای قبلی (دو راهبرد خانهداری) دو رویکرد مدیریت بدهی معماری سازمانها را تشریح و مقایسه کردم و رویکرد مبتنی بر راهبری معماری سازمانی یا EA Governance را توصیه کردم. معنی ساده راهبری معماری سازمانی این است که هر گونه تغییر در بلوکهای سازنده معماری (ساختار، فرآیندها، سیستمهای اطلاعاتی، سرویسها و ...) برمبنای اصول و معیارهای ازپیش تعریفشدهای کنترل شده و تنها در صورت تطابق با آن اصول و معیارها تائید و اعمال گردد. بسیاری از سازمانها با وجود درک و پذیرش ضرورت و کارایی چنین رویکردی، پیادهسازی عملی آن را دشوار و پیچیده مییابند و معمولاً استقرار چنین نظامی را به آینده دور و پس از دستیابی به سطح بالایی از بلوغ معماری سازمانی موکول میکنند. تصمیمی که بهنوبه خود باعث افزایش مستمر بدهی معماری و گرفتار شدن بیشتر سازمان در این چرخه معیوب میشود.
با وجود آنکه همبستگی مثبت بین بلوغ معماری سازمانی و وجود نظام راهبری معماری سازمانی یک واقعیت تجربی است، اما پیادهسازی EAG را نباید کاری پیچیده و بغرنج تصور کرد. فراهم آوردن چند مؤلفه اساسی برای استقرار این نظام کافی است:
۱. نهاد راهبری: وجود یک نهاد بینواحد یا فراواحدی در سازمان، برای تصمیمگیری نهایی در موارد اختلافی (مانند زمانی که یک درخواست تغییر معماری بهدلیل مغایرت با اصول و طرحهای معماری رد میشود،) ضروری است. عنوان این نهاد مهم نیست، اما هر چه ترکیب آن جامعتر (شامل نمایندگان همه ذینفعان کلیدی) و سطح آن بالاتر (شامل ردههای مدیریتی بالای سازمان) باشد، کارایی آن بیشتر خواهد بود.
۲. معیارهای راهبری: برای تطابقسنجی و کنترل، وجود معیارهای مرجع الزامی است. این معیارها معمولاً شامل اصول از پیشتوافقشده معماری و چند نما از معماری مطلوب میشود. در مورد طول و تفصیل و سطح جزئیات مدلهای معماری مطلوب نباید سختگیری کرد. راهبری معماری را میتوان حتی از یک نمای بسیار کلان (One-page architecture) شروع کرد و بتدریج عمق و گستره آن را افزایش داد.
۳. کنترلهای معماری: چند نقطه کنترلی در چند فرآیند کلیدی تغییر معماری باید شناسایی شده و گذر از این نقاط به تائید تطابق با معماری منوط شده باشد. در انتخاب این گلوگاهها هم نباید از ابتدا بیشینهخواهی کرد. از یک یا دو نقطه کنترلی، که معمولاً بیشترین بدهی معماری را تولید میکنند شروع کنید و بعد از تثبیت آنها و اثبات کارایی و اثربخشی آنها در عمل، تعداد نقاط کنترلی را افزایش دهید.
با همین سه مؤلفه حداقلی میتوانید یک نظام مؤثر راهبری معماری سازمانی راه بیاندازید.
نظرات و دیدگاه های خود را با دیگران به اشتراک بگذارید!